پیشرفت چیست؟

  • جمعه, 06 تیر 1393
  • درج شده توسط  مدیر سایت

دكتر ابراهیم فیاض

اگر پيشرفت را بر تمايز يابی معرفتی و ساختاری تعريف كنيم، با عدالت‌گرايی به تكثرگرايی فرهنگی و شناختی و اشاعه و در نهايت تمايز معرفتی خواهيم رسيد؛ چرا كه هر چيز در جای خودش قرار می‌گيرد و اين سبب تنوع معرفتی خواهد شد كه سبب غنای معرفتی به جای فقر فرهنگی و معرفتی جهانی خواهد شد.

1. هر پيشرفتی از يك فلسفه تاريخ تغذيه ميكند كه بدون آن يك نوع صورت گرايی بدون محتوا خواهد بود؛ يعنی اگر كسی پيشرفت را بدون فلسفه تاريخ مربوط به آن بپذيرد، فقط يك كار تقليدی بدون آگاهی انجام داده است (مثل كشورهای غير غربی كه پيشرفت غربی را بدون فلسفه تاريخ آن قبول كرده اند و يك تقليد صرف را مرتكب شده اند).

2. فلسفه های تاريخ دارای يك ريشه مذهبی می باشند؛ چرا كه فلسفه های تاريخ بر اساس يك مبدا و مقصد تاريخی تدوين و تشكيل ميشوند و اين مبدا و مقصد از اديان به قرض گرفته ميشوند، مثل تولد مسيح كه مبدا تاريخ غرب واقع ميشود و تجلی و ظهور او به عنوان پيامبر مبدا فلسفه تاريخ غرب واقع ميشود و ظهور دوباره آخرالزمانی او نيز مقصد تاريخی واقع ميشود و فلسفه تاريخ غربی پيشرفت غربی را در بين اين دو نقطه مبدا و مقصد ترسيم ميكند كه كاملا تابعی از مبدا و مقصد مذكور می باشد.

3. فلسفه تاريخ غربی بر اساس مبدا به پديدارشناسی هگلی (و ما قبل آن در كلام مسيحی) برای تبيين اين فلسفه تاريخی و پيشرفت روی آورد (هر چند پديدارشناسی كانتی نيز تجلی ديگری از مسيحيت و كلام آن بوده است؛ نيچه) و در نهايت پديدارشناسی تاريخی هگلی توسط پديدارشناسی غير تاريخی هوسرل مورد نقد قرار گرفت. پس فلسفه تاريخ غربی بر اساس پديدارشناسی سه گانه كانتی (فلسفه علوم تجربی) و هگلی (فلسفه علوم انسانی) و هوسرلی (فلسفه انتقادی علوم انسانی و تجربی) بنا ميشود كه گفتمانهای درون گفتمانی پيشرفت غربی را ترسيم می كنند.

4. اسلام، فلسفه تاريخ خود را بر اساس آيت و نشانه بنا ميكند (بر عكس غرب كه بر اساس پارادايم بنا می كند) و پيشرفت خود را بر اساس پارادايم بنا ميكند. غرب فلسفه تاريخ را بر اساس پديدار بنا كرد. پس يك نوع جبريت و تعين در پيشرفت قايل شد، مثل تعين در روششناسی علوم تجربی كانتی و يا جبريت تاريخی در فلسفه هگل، ولی زمانی كه آيه و نشانه در نقطه مركزی واقع ميشود و نشانه حاكی از يك معنا است و معنا بی نهايت است و فقط در آن جهت مطرح ميشود، پس تعينی جز همان جهت و قصد وجود ندارد، لذا جبريتی نيز وجود نخواهد داشت. به همين دليل در پارادايم، انقلاب پارادايمی وجود دارد (تلك الايام نداولها بين الناس).

5. آيه هم شامل فرد و انسان ميشود و هم شامل غير انسان هر چه آنچه در زمين و آسمان است و نشانه های بزرگ انسانهای برتر مثل اديان و پيامبران ميباشد. پس هم مكان و هم زمان نيز در آن وارد ميشود؛ يعنی آيه ها در زمان و مكانها وارد ميشوند. پس يك نوع نسبيت زمانی و مكانی در آيتها مطرح ميباشد كه آن را از جبريت و تعين رهايی می بخشد.

6. مبدا تاريخی اسلامی پيشرفت ظهور پيامبر آخر الزمان است و مقصد تاريخی آن نيز ظهور امام آخر الزمان است و اين مسير هيچ وقت قطع نشده است و نشانه های خداوند در قالب پيامبر و امام در اين مسير ظهور كرده اند. پس سيره تاريخی مطرح ميشود كه هم حالت تاريخی دارد و هم حالت غير تاريخی، چون ولايت وجود دارد و ولايت غير تاريخی است، ولی سيره تاريخی آن را تاريخی ميكند. پس دچار تاريخ زدگی و يهودی و ضد تاريخی بودن مسيحی نميشود.

7. در پيشرفت اسلامی جنگ محور نيست، بلكه صلح محور است؛ چرا كه در آن تعين و جبريت مطرح نيست تا جنگ را به وجود آورد؛ چرا كه جنگ در اثر تقليل معرفتی و عامل گرايی تعينی به وجود می آيد؛ ولی اسلام با بُعد بخشی به وسيله عالم معنا و به وسيله ولايت، تعينهای تاريخی و تقليلی كه عامل جنگ است را از بين ميبرد و به وسيله غير تاريخی و عرفان، فضاهای برخورد كه فضای تنگی است به فضای بزرگتر تبديل ميكند. پس جنگ را منتفی ميكند و شاهد تاريخی آن روز عاشورا در كربلا است كه نه ذلت ميپذيرد و نه جنگ طلب است.

8. چون تعين زمانی به معنای غربی يا تاريخ گرايی در اسلام وجود ندارد كه يكی دارای زمان پيشرفته است و يكی ديگر در يك زمان عقب مانده قرار دارد و كشور عقب مانده در تضاد زمانی با كشور پيشرفته دارد و اين تضاد زمانی جنگها را شكل داده و می دهد (كه امروزه از آن به زمان و تضاد Zeit und Konfilkt ياد ميشود) و اسلام اين از راه رابطه زمانی به زمانهای معنوی كه شامل زمانهای مادی است، انجام می دهد و از تقليل زمانی به زمانهای متضاد جلوگيری ميكند (مثل زمانهای آخرتی كه در قرآن آمده است) و واسطه اين زمان و بسط زمانی امام و پيامبر است. پس به گونه فرا ساختار عمل ميكند.

9. تعين‌های مكانی كه در اسطوره های غربی مطرح شده است و مليتها و مرزها و تضادها به وجود آورده است، نيز در اسلام موضوعيت ندارد؛ يعنی در همان حال كه مكانهای مقدس را قبول دارد، به عنوان مكانهای حاكی از مكانهای ملكوتی، ولی به عنوان مكانهای نفی كننده مكانهای ديگر مطرح نميشود، بلكه به عنوان مكانهای شامل به آنها نگريسته ميشود و به جای تضاد، تفاهم را به وجود می آورد(مثل مكه در جهان اسلام) و مرز شكنی برای صلح جهانی ترسيم ميكند (مثل سفر ملكوم ايكس به مكه و استحاب مبارزه منفی و صلح طلبی به جای مبارزه خشن در بازگشت به امريكا).

10. زمان و مكان كه نسبی شد، نسبيت فرهنگی نتيجه آن خواهد شد؛ چرا كه فرهنگها، زمان و مكان خاص خود را دارند و در پيشرفت اسلامی زمان و مكانهای خاص لحاظ ميشود (مثل آمدن صد و بيست و چهار هزار پيامبر در طی زمان ها و مكان های متفاوت و بين هيچ كدام از پيامبران و رسل فرقی گذاشته نميشود تا تضاد به وجود آيد) پس بوميگرايی فرهنگی در پيشرفت اسلامی مطرح ميشود و همه اينها در توحيد خلاصه ميشود كه وحدت اسلامی و هدم احزاب در سايه آن به وجود می آيد، با همه تفاوتهای فرهنگی و مكانی و زمانی (بر عكس وهابيت كه بازگشت به سلف و زمان گذشته مطرح ميكند و فضای غير مدنی و بيابانی را ترجيح می دهد) و اين همان عرف معتبر در فقه و اصول فقه است كه دارای لسان قوم و مناسك قومی است كه در قرآن آمده است.

11. چون بومی‌گرايی فرهنگی در پيشرفت اسلامی مطرح ميشود، پس تراكم و تمركز مقبول نيست (آنچه در پيشرفت غربی مطرح است، تراكم در انديشه ماركس و تمركزگرايی در انديشه وبر) چرا كه تراكم و تمركز با عدالت اسلامی سازگار نيست (كی لايكون دوله بين الاغنياء منكم) چرا كه سبب انحصار ميشود و ظلم جهانی بر اساس تقدم ستاد بر صف است و سهمی كه ستاد ميبرد چندين برابر صف است. و اين از تمركز و تراكم ستاد به وجود می آيد كه نام جهانی شدن بر خود گرفته است.

12. اگر پيشرفت را بر تمايز يابی معرفتی و ساختاری تعريف كنيم، با عدالتگرايی به تكثرگرايی فرهنگی و شناختی و اشاعه و در نهايت تمايز معرفتی خواهيم رسيد؛ چرا كه هر چيز در جای خودش قرار ميگيرد و اين سبب تنوع معرفتی خواهد شد كه سبب غنای معرفتی به جای فقر فرهنگی و معرفتی جهانی خواهد شد و زمانی كه تمايزگرايی معرفتی به وجود می آيد، تمايز گرايی كنشی به وجود خواهد آورد و تمايزگرايی كنشی، تمايزگرايی ساختاری به وجود می آورد، پس با عدالت به پيشرفت واقعی؛ يعنی تمايز يابی معرفتی و ساختاری می رسيم.

- 4416 بازدید
ارزیابی این مطلب
(2 رای‌ها)
منتشرشده در موضوع سایر دیدگاه ها
- کد خبر: 396

با ما در تماس باشید

اخبار پربازدید

رخدادهای مهم

خبرنامه سایت

captcha 

حالت های رنگی